کودک و طلاق

بسیاری از والدین نگران اثرات منفی طلاق بر روی کودکان خود هستند و برخی از آنها به همین خاطر از طلاق   صرف نظر می کنند. اهمیت زیادی دارد که والدین از میزان تأثیرات طلاق بر روی کودکان درک روشنی داشته باشند تا بتوانند از تأثیرات منفی آن بکاهند.

این نکات را از یاد نبرید:

۱) تأثیرات طلاق بر روی کودکان تأثیرات بالقوه ای هستند.

۲) این تأثیرات در گروه های مختلف سنی کودکان متفاوت است.

۳) میزان این تأثیرات به عوامل زیادی بستگی دارد که تقریبا تمام آنها در کنترل شما هستند.

 

طلاق چه تأثیراتی بر روی کودکان می گذارد؟

▪ احساس ناامنی و هراس از آینده:

طلاق غالبا احساس امنیت کودکان را کاهش داده و آنها را نسبت به آینده نگران می کند. به عنوان مثال: «آیا ما فقیر می شویم؟»، «آیا به حد کافی غذا خواهیم داشت؟» «آیا باید به یک مدرسه جدید برویم؟»، «آیا می توانم دوستانم را ببینم؟»

▪ ترس از ترک شدن:

پس ازطلاق کودک متوجه می شود که یکی از والدین دیگر در خانه نیست واز این می ترسد که دیگری نیز «ناپدید» شود و او را تنها بگذارد.

▪ طردشدگی:

کودکان طلاق ممکن است احساس طرد شدگی کنند. یادمان باشد کودکان خود را در مرکز جهان می دانند و بنابراین هر اتفاقی که روی دهد به نحوی به آنها مربوط می شود.

▪ احساس گناه:

کودکان ممکن است به این نتیجه برسند که در طلاق والدین مقصر هستند و به خاطر حرفی که زده اند یا کاری که انجام داده اند این اتفاق روی داده است و بنابراین احساس گناه و شرمندگی می کنند. حتی نوجوانان پرخاشگر نیز ممکن است به این باور برسند که رفتار آنها در طلاق والدین نقش داشته است.

▪ ناتوانی:

کودکانی که خود را در اختلاف میان والدین مسئول می دانند فکر می کنند می توانند به اوضاع سروسامان بدهند و سعی می کنند «بچه بهتری» باشند. آنها تصور می کنند می توانند کاری انجام دهند که والدین مجدداً در کنار یکدیگر زندگی کنند. وقتی این اتفاق نمی افتد و نقشه های کودکان با شکست مواجه می شود آنها احساس ناتوانی و ناامیدی می کنند.

▪ بلاتکلیفی:

مخرب ترین تأثیر طلاق بر روی کودکان زمانی روی می دهد که والدین در حضور آنها به تحقیر یکدیگر می پردازند. دراین مواقع کودکان احساس می کنند که باید جانب یکی از والدین را بگیرند و این کار برای آنها بسیار دشوار است.

از سوی دیگر کودکان تصور می کنند اگر از هیچکدام از والدین پشتیبانی نکنند ازسوی هردو رانده می شوند. کودکان در واقع در شرایط بغرنجی قرار می گیرند که درآن دوست داشتن پدر و مادر «کار اشتباهی»است!

▪ اندوه:

کودکان طلاق به شدت احساس اندوه و استیصال می کنند و اعتقاد دارند که دیگر عضوی از یک خانواده نیستند. در واقع احساس کودکان طلاق مشابه احساس کودکانی است که والدین خود را بر اثر بیماری یا تصادف از دست داده اند ولی به اندازه آنها مورد حمایت قرار نمی گیرند و ممکن است به شدت دچار افسردگی شوند.

▪ اضطراب:

کودکان طلاق ممکن است احساس اضطراب کنند و خود را تحت فشار ببینند. به عنوان مثال احتمال دارد آنها وظایف بیشتری را در خانه برعهده بگیرند. در ضمن ممکن است یکی از والدین یا هر دو آنها از کودکان به عنوان مشاور استفاده کنند. در این مواقع کودکان که احساس می کنند بزرگ شده اند و دوست دارند کمک کنند اضطراب خود را پنهان می نمایند.

▪ تنهایی:

کودکان طلاق ممکن است احساس تنهایی کنند و دل شان برای والدینی که از آنها جدا شده اند تنگ شود. معمولا والدینی که در کنار کودکان می مانند آنقدر گرفتار مشکلات خود هستند که به فرزندشان نمی رسند.

احتمال دارد طلاق بر روی رابطه کودکان با همسالانشان نیز تأثیر بگذارد و کودکان در جاهای دیگر به دنبال آرامش بگردند و یا طرد شوند.

▪ خشم:

خشم احساسی متداول درمیان کودکان طلاق است که در اثر عدم درک یا پذیرش این مسئله روی می دهد. کودکان گاهی خشم خود را نشان نمی دهند. خشم کودکان زمانی رواج پیدا می کند که دلایل طلاق روشن نباشد. در این مواقع کودکان به خاطر آنچه از نظر آنها «غیرضروری» است از والدین خود می رنجند.

▪ افسردگی:

افسردگی از تأثیرات مستقیم طلاق محسوب می شود و در واقع یک تأثیر ثانوی است که به دنبال اندوه، احساس تنهایی و طردشدگی به وجود می آید. افسردگی نشانه آن است که کودکان حمایت کافی برای رویارویی با مسئله طلاق دریافت نکرده اند.

● چه باید کرد؟

اول از همه توجه داشته باشید که این تأثیرات تا چه حد ناشی از طرز تفکر فرزند شما در مورد خودش، والدین و طلاق می باشد. به همین دلیل شما باید با کودکان در مورد طلاق حرف بزنید و از میزان تأثیرات منفی آن بکاهید.

درضمن شما باید مراقب رفتارتان باشید و احساسات منفی خود را نسبت به همسرتان بروز ندهید.

و سخن آخر اینکه فراموش نکنید برای فرزندتان وقت کافی بگذارید.

منبع: kayhannews.ir

هرچه باید در مورد کرونا ویروس بدانیم....

 

 

كورونا ويروس ها خانواده اي از ويروس ها هستند كه مي توانند طيف وسيعي از بيماري ها را ازيك سرماخوردگي معمولي تا بيماري كشنده سارس(SARS) ایجاد نمایند .

اما ویروسی که امروز تحت عنوان MERS-CoV شناخته می شود، نوعی از ویروس کورونا است که با انواع قبلی متفاوت بوده و ایجاد بیماری های شدید تنفسی و گوارشی می کند.

ویروس جدید یک کوروناویروس بتا است که متفاوت از دیگر سوشهایی است که قبل از این در افراد شناخته شده بود. این سویه خاص از کوروناویروس قبلا در انسان مشخص نشده بود. با توجه به تعداد کم موارد گزارش شده تاکنون اطلاعات بسیار محدودی در مورد انتقال، تظاهرات بالینی، و شدت آن موجود است.

ویروس جدید برای اولین بار در فروردین ماه سال 1391 در يك بيمار مبتلا به عفونت تنفسي شديد شناسايي شده. با توجه به اینکه در منطقه خاورمیانه کشف شد، نام Middle East  Respiratory Syndrome CoronaVirus (MERS-CoV)  كورونا ويروس خاورميانه يا MERS - COV ا برای آن انتخاب نمودند. ولی به علت گزارش این بیماری در نقاطی از اروپا، هم اکنون بر روی این نام توافق وجود ندارد.

تاكنون از 4قاره جهان و21 كشور موارد بيماري گزارش شده است که عبارتند از :

1.      قاره آفریقا : مصر، تونس ، الجزایر

2.      قاره اروپا : فرانسه ، یونان ، ایتالیا ، انگلستان ، هلند

3.      قاره : آمریکای شمالی : ایالات متحده آمریکا

4.      قاره آسیا : مالزی ، فیلیپین ، اندونزی

       خاورمیانه : اردن ، کویت ، امان ، قطر ، عربستان سعودی ، امارات متحده عربی ، یمن ، لبنان ، ایران

آخرین وضعیت جهانی

 میتوانید آخرین آمار بروز شده را ازسایت سازمان بهداشت جهانی دریافت داریدwww.who.int

آخرین وضعیت بیماری در ایران

اولین مورد ابتلا به کورونا ویروس جدید در سوم خرداد ماه سال جاری، درکرمان گزارش شد .  از  ۳ نفر موارد مشکوک به کورونا ویروس ۱ مورد ابتلا به این بیماری قطعی است و ۲ مورد دیگر آزمایشاتشان در حال بررسی است.

مخزن بیماری و راه های انتقال آن

منبع و مخزن قطعی بیماری و راه های انتقال آن تا به امروز نامعلوم مانده است.

بیشترین سن آسیب پذیر

بررسي ها نشان مي دهد بيشتر افرادي كه دچار آسيب از اين ويروس شده اند ،‌افراد سالمند هستند.

دوره كمون

 دوره كمون این بیماری  2 تا10 روز می باشد .

اختلاف ويروس جديد با سايركوروناويروس ها

واین ویروس بر خلاف سایر کوروناویروس ها که بیشتر دستگاه تنفسی انسان را درگیر مینماید،  باعث گرفتاری ارگانهای  مختلف بدن ازجمله بافتهای  تنفسی ،  کبد، کلیه ها، روده و همچنین سلول های دفاعی بدن گشته و به همین دلیل است که بیماران مبتلا معمولا دچار نارسایی چند ارگان شده و فوت می شوند .

مرگ و مير بيماري

مطالعات نشان می دهد ابتلا به موارد شدید این عفونت در یک سوم موارد منجر به مرگ می شود، 

 موارد شدید ابتلا و مرگ ناشی از این عفونت بیشتر در گروه های پرخطر دیده می شود که دارای یک بیماری زمینه ای هستند؛ از قبیل افراد مبتلا به دیابت شدید کنترل نشده، فشار خون بالا، بیماری های قلبی-ریوی شدید و مزمن، نارسایی کلیه، سرطان و سایر بیماریهای خونی شدید، و همچنین بیماری ها و درمان هایی که باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن می شوند.

 این بیماری با%30  مرگ ومیر در مبتلایان ، کشنده ترین کورونا ویروس شناخته شده  میباشد  بيماران بعد از تحمل بيماري شديد تنفسي و بستري در بخش مراقبت ويژه درنهايت فوت مي كنند. بیشترین میزان مرگ ومیر در گروه سنی 25 تا 44 سال میباشد .

برای مقایسه افزایش میزان مرگ و میر بیماری ها میتوان به آنفلوانزا اشاره نمود. معمولا ویروس آنفلوانزاکمتر از نیم درصد مرگ و میر دارد و درپاندمی  سال 1918 که کشندگی ویروس عامل پاندمی آنفلوانزا به 1 الي 3 درصد رسید، حدود 50 میلیون نفر را در سراسر دنیا به کام مرگ فرو کشید. اکنون می توان کشندگی %30 درصدی کوروناویروس جدید را تصور نمود که چه اندازه نگران کننده است .

نقش حيوانات درانتقال بيماري

تاکنون پاسخ دقيق این سوال که "آیا حیوانات در انتقال این بیماری نقش دارند یا خیر"  بطور قطعي مشخص نشده است اما احتمال بالايي براي آن وجود داشته وبا توجه به سابقه تماس بیماران با شتر و برخی حیوانات و شباهت ژنتیکی ویروس جدید با کورونا ویروس خفاشی احتمال می رود که حیوانات مخزن بیماری بوده و افراد بعد از تماس با آنها به بیماری مبتلا شده باشند. مطالعات در این زمینه ادامه دارد.

راههاي انتقال بيماري

امكان انتقال فرد به فرد و احتياطات توصيه شده در برخورد با بيماران:

هرچند انتقال انسان به انسان به طور قطعی هنوز تایید نشده است، اما وجود موارد ابتلا گروهی )مخصوصا در پرسنل بیمارستان در اردن( باعث شده است که در برخورد با این بیماران ، همان سطح احتیاطات و اقدامات مراقبتی که برای نشانگان سارس توصیه می شد برای مبتلایان به ویروس جدید هم کماکان توصیه گردد.

v    بر اساس راه اصلی انتقال کوروناویروس عامل سندرم سارس (SARS)،‌ که تماس مستقیم است، راه رفتن به مدت کوتاه یا نشستن در اتاق انتظار برای مدت زمان کوتاه دارای نقش قابل توجهی درانتقال بیماری نمی باشد.

v    استفاده از ماسک N95 در برخورد با این بیماران )بدون توجه به انجام پروسیجر خاصی مانند ساکشن و یا انتوباسیون بیمار( توصیه می گردد.

در موارد زير خطر ابتلا به بيماري بيشتر مي باشد:

  • افراديكه در فاصله كمتر از يك متر با بيماران قرار دارند(بيش از 15 دقيقه)
  • افرادي كه در مقابل عطسه و يا سرفه بيماران قرار داشته باشند
  • افرادي كه دستشان با سطوح آلوده به قطرات تنفسي بيماران برخورد داشته و سپس چشم، بيني ويا دهان خود را با همان دست آلوده لمس كرده باشند
  • پزشكان و ساير پرسنل بهداشتي درماني كه بدون رعايت نكات حفاظت فردي و اصول پيشگيري درارائه خدمات به بيماران نقش دارند، در معرض اكتساب اين ويروس قرار دارند.

امکان تبدیل این بیماری به همه گیری جهانی

ويروس شناسان بر اين اعتقادند كه هر چند انتقال فرد به فرد در كوروناويروس جديد بطور محدودي تا كنون رخ داده است اما امكان تبديل وضعيت فعلي به وضعيت چهانگيري وجود دارد.

هرچند انتقال انسان به انسان به طور قطعی هنوز تایید نشده است، اما وجود موارد ابتلا گروهی )مخصوصا در پرسنل بیمارستان در اردن( باعث شده است که در برخورد با این بیماران ، همان سطح احتیاطات و اقدامات مراقبتی که برای بیماری سارس توصیه می شد برای مبتلایان به ویروس جدید هم کماکان توصیه گردد.

درمان و واکسن

درمان ضد ويروسي قطعي در حال حاضر در دسترس نمي باشد اما با درمانهاي مراقبتي ويژه در بيمارستانها تعدادي از بيماران بهبودي يافته اند. همچنين اين بيماري درحال حاضر واكسن ندارد.

توصیه های بهداشتی

منبع این بیماری بر اساس آنچه که تاکنون معلوم شده، شتر بوده است، اما هنوز نقش سایر حیوانات معلوم نیست و راههای انتقال بیماری نیز به صورت قطعی مشخص نشده است. به هر حال نکته مسلم این است که تماس خیلی نزدیک با شتر، استفاده از لبنیات پاستوریزه نشده شتر بخصوص شیر و خوردن گوشت خوب پخته نشده شتر باعث ابتلا به این بیماری شده است.

این بیماری همچنین می تواند از طریق فرد مبتلا در بعضی موارد باعث انتقال به دیگران به خصوص اطرافیان نزدیک و کادر درمانی که وظیفه مراقبت از بیماران را دارند، شود. این موارد به خصوص هنگامی رخ می دهد که هنوز ابتلا به بیماری قطعی نشده و کادر درمانی رعایت نکات حفاظت از خود را نکرده باشند.

موارد خفیف این بیماری بهتر است در منزل تحت مراقبت قرار گیرند. موارد شدید و توام با اختلال تنفسی باید حتما در بیمارستان و در شرایط ایزوله بستری شوند. ولی به هر حال تجربه نشان داده مراقبت در منزل در موارد خفیف به مراتب بهتر از بیمارستان بوده و احتمال انتقال بیماری را کمتر می کند. به شرط آنکه نکات ضروری رعایت شود در غیر این صورت بهتر است بیمار در بیمارستان بستری گردد.

وظیفه مراقبت از بیمار در منزل تنها به یک نفر سپرده شود و بقیه اطرافیان در صورت امکان از رفت و آمد به اتاق بیمار حتی الامکان خودداری کرده و یا فاصله حداقل یک متر را هنگام تماس با بیمار رعایت کنند.

همچنین فردی که مراقبت از بیمار را بعهده دارد، نباید جزو گروه افراد پرخطری باشد که از آنها یاد شد. شستشوی دستها بخصوص قبل از تماس با بیمار و بعد از تماس با او اجباری بوده و اهمیت بسیاری در جلوگیری از انتقال بیماری به دیگران دارد. سطوح داخل اتاق بیمار لازم است روزانه ضدعفونی و تمیز شود، مدفوع و ادرار بیمار می تواند برای دیگران آلوده کننده باشد. خود بیمار و فرد باید به دقت نکات بهداشتی را در این رابطه رعایت کرده و دستهای خود را مکررا شستشو دهند.

کسانی که از مسافرت حج یا یکی از کشورهای یادشده بازمی گردند، به خصوص زائران حج تا 14 روز بعد از بازگشت لازم است مراقب بوده و چنانچه علائمی از یک سرماخوردگی  یا بیماری اسهالی پیدا کردند، از خوددرمانی اکیدا پرهیز و به پزشک یا نزدیک ترین مرکز بهداشتی درمانی مراجعه کنند. همچنین این افراد باید اعلام کنند که از سفر حج بازگشته اند.

زائری که دچار چنین علائمی می شود، حدالامکان از دیده بوسی و تماس نزدیک با دیگران پرهیز کند، این بیماری در حال حاضر واکسن ندارد. دارویی نیز در دنیا برای درمان آن در دسترس نیست. علاوه بر این بهترین راه پیشگیری از ابتلا به کرونا ویروس، رعایت نکات بهداشتی یاد شده است.

اقداماتی که در دوران سفر زائرین باید انجام گیرد  :(توصیه های بهداشتی و مراقبتی)

  • دست های خود را به طور مکرر با آب و صابون و مواد ضدعفونی کننده به ویژه پس از سرفه و عطسه بمدت 20-15 ثانیه شست و شو دهند.

·          آب دهان خود ر ا در مكانها ي عمومي به زمين نياندازند.

·        از دستمال یک بار مصرف در هنگام سرفه و عطسه استفاده نمایند.

·        از تماس دست با چشم، بینی و دهان خودداری شود.

·        از تماس مستقیم با کسانی که نشانه هایی از علایم تنفسی دارند خودداری شود و از افراد مشكوك به بيماري حداقل 2 متر فاصله بگيرند.

·        از ماسک به ویژه در مکان های شلوغ استفاده شود.

·          ا ز تماس با حيوانا ت و بالاخص پرندگا ن و بازارهاي فروش پرندگان زنده خودداري كنند.

زائرینی که دچار بیماری قابل توجه  تنفسی حاد تبدار و سرفه گردند درحدی که در فعالیت های روزانه آنها اختلال ایجاد نماید، لازم است توصیه گردد:

  • چنانچه علائمي شبيه سرماخوردگي و عفونت تنفسي داريد ا ز رفت وآمد به محل ها و مكانهاي پرازدحام و شلوغ خودداري كنيد

·          در هنگام بيماري از در آغوش گرفتن،دست دادن و روبوسي خودداري كنيد

  • تماس های خود با سایر افراد را به حداقل رسانند تا از بیمار شدن دیگران جلوگیری شود
  • هنگام عطسه و سرفه نمودن دهان و بینی خود را با دستمال بپوشانند و پس از آن دستمال را در سطل زباله بیاندازند و دستان خود را به دقت شستشو دهند؛ اگر دستمال در دسترس ندارند توصیه می شود در قسمت بالای آستین لباس خود عطسه یا سرفه نمایند. سرفه و عطسه نمودن در دست باعث آلودگی دست و انتشار بیماری از راه دستان آلوده می شود.

·        بیماری خود را به پزشکان اعزام شده به همراه گروه یا مرکز خدمات بهداشت درمانی اطلاع دهند.

·        تغذيه مناسب داشته باشيد و اب و مايعات كافي بنوشيد

·        سعي كنيد خواب و استراحت مناسب داشته باشيد

 

اقداماتی که بعد از پایان سفر زائرین لازم می شود:

  • از زائرینی که از سفر حج بازمی گردند خواسته شود تا اگر در عرض دوهفته بعد از بازگشت دچار بیماری تنفسی قابل توجه با علائم تب و سرفه گردند به نحوی که با فعالیتهای روزانه آنها تداخل داشته باشد، بصورت "خوداظهاری"، مراتب را به نزدیکترین مرکز بهداشتی و درمانی منطقه خود اطلاع دهند.
  • افرادی که با زائر بیمار مبتلا به بیماری تنفسی قابل توجه دارای تب و سرفه (در حدی که با فعالیتهای روزانه زائر تداخل داشته است) تماس نزدیک (روبوسی، دست دادن، صحبت در فاصله کمتر از 1 متر) داشته اند و سپس به بیماری تنفسی علامتدار مبتلا گشته اند باید به نزدیکترین مرکز بهداشتی درمانی اطلاع دهند و از نظر کوروناویروس جدید (MERS-CoV) بررسی گردند.
  • در صورت بروز هر گونه علایم بیماری ( تب ، سرفه ، تنگی نفس )در داخل هواپیما با هماهنگی مسئول کاروان به پایگاه بهداشتی مستقر در فرودگاه ارومیه مراجعه نمایند. 

اگر بیماری در هواپیما وجود داشته باشد می توان از "فرم تعین مکان بیمار" استفاده نمود. (این فرم اطلاعات تماسی بیمار را شامل آدرس و شماره تلفن جمع آوری می نماید تا در آینده بتوان در صورت لزوم راحتتر با بیمار جهت پیگیری بیماری وی تماس برقرار نمود)

 توصيه :

درصورت امکان گروه های زیر برنامه های خود را برای حج و عمره در این سال به تعویق بیندازند زیرا در این افراد احتمال ابتلا به این بیماری بیشتر است

  • زیر12 سال و بیش از 65 سال
  • زنان باردار
  • افراد مبتلا به بیماری های مزمن (مانند بیماری های قلبی، بیماری های کلیوی، بیماری های ریوی، دیابت، یا بیماری های تنفسی)
  • افراد با سیستم ایمنی ضعیف
  • افراد مبتلا به سرطان و یا بیماری های ترمینال

برگرفته از سایت وزارت بهداشت

دوره ابتدایی در ژاپن و ویژگی های آن در 5 کشور موفق

 بدون شک در نظام آموزش و پرورش رسمي هر کشوري، مقطع ابتدايي هم به لحاظ کمي يعني تعداد معلمان و دانش آموزان و هم از نظر کيفي يعني تاثيري که اين دوره در موفقيت تحصيلي دانش آموزان در سراسر زندگي و دوران تحصيل دارد، از اساسي ترين و مهمترين مقاطع تحصيلي است و به جرات مي توان گفت هيچ يک از دوره هاي تحصيلي از چنين اهميتي برخوردار نيستند؛ زيرا تحقيقات نشان مي دهد دانش آموزاني که در دوره ابتدايي با ناکامي تحصيلي روبه رو هستند، در تمام دوره هاي تحصيلي دچار اشکال مي شوند. به همين دليل کشورهاي پيشرفته تمام هم و کوشش خود را به تعليم و تربيت دانش آموزان در اين مقطع معطوف کرده اند و در اين ميان، ژاپن موفقيت ترين و پيشرفته ترين کشور در زمينه آموزش و پرورش به حساب مي آيد. اما براستي ريشه اين موفقيت در کجاست؟ معلمان مدارس ابتدايي در ژاپن معمولا از ميان هدفهاي آموزش و پرورش اين دوره بيش از پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و گسترش مهارت هاي ويژه به رشد عاطفي، اجتماعي و خود ادراکي دانش آموزان توجه دارند. آنها محيطي را سازماندهي مي کنند که بر روابط انساني، پيوندهاي عاطفي، صميميت، رفتار گروهي و احساس تعلق خاطر به مدرسه استوار است. مباني آموزش و پرورش ابتدايي ژاپن بيشتر بر شوق انگيز بودن مدارس ابتدايي، توجه زياد به رشد شخصيت کودک و ارائه محتواي مناسب تاکيد مي کند.

دانش آموزان ژاپنی

برنامه هاي درسي دوره ابتدايي در ژاپن 2 ويژگـــي مهم دارد:

- بـــرنامه درسي ژاپني ها خيلي مقتـــدرانه است و به تعبير کارشناسان مختصـــر و مفيـــد است.

- از سوي ديگــــر، بر رشد همه جانبه کـــــودکان تاکيد دارد.

 

ویژگی های آموزش ابتدايي ژاپن

مقطع آموزش ابتدايي درژاپن حداكثرمدت زمان6 سال رده هاي سني 12-6 سال به طول مي انجامد.اين مقطع آموزشي اجباري ورسمي بوده وبا دريافت شهريه ازوالدين كودكان ارائه مي گردد. مدت زمان كلاس درس 45 دقيقه است .هدف اصلي مراكزآموزش ابتدايي، ارائه آموزش عمومي مناسب يا مراحل رشد جسمي وذهني كودكان است. برنامه هاي آموزش ابتدايي تا قبل از سال 1992 بر اساس 6 روز در هفته بود اما از آن سال به بعد به تدريج به 5 روز در هفته كاهش يافته است. ارتقا به كلاسهاي بالاتر در دورة ابتدايي به صورت اتوماتيك است. نسبت دانش آموزان به معلمين در دورة ابتدايي 4/19 بوده و به پايه هاي تحصيلي تفكيك نمي گردد. تعداد دانش آموزان در هر كلاس 4/28 نفر است. طبق آمار سال1999،100درصد جمعيت سني12-6سال  اين مقطع را طي مي نمايند.

 

آموزش و پرورش ژاپن

مطالعات تطبيقي نشان مي دهد که آموزش و پرورش عمومي و بويژه دوره ابتدايي در ژاپن از کيفيت بالايي برخورداراست. ازرا وگل، استاد دانشگاه هاروارد در پژوهش خود به اين نتيجه رسيده است که کودکان ژاپني که دوره آموزش عمومي خود را در مدارس حومه شهرهاي امريکا به پايان رسانيده اند، وقتي به ژاپن باز مي گردند، يک تا 2 سال در درسهاي علوم طبيعي و رياضيات از همسالان خود که در ژاپن تحصيل کرده اند، عقب ترند. پژوهشهاي تطبيقي ديگري نشان مي دهد که ژاپني ها در مقايسه با مردم ديگر کشورهاي صنعتي، قوانين را کمتر ناديده مي گيرند و اين امر تا حدود زيادي ناشي از موفقيت آموزش و پرورش مدارس دوره ابتدايي در پرورش اجتماعي و اخلاقي و مهارتهاي زندگي کودکان است. در زمينه عوامل موثر بر رشد شناختي کودکان در رياضي و علوم، کودکان ژاپني در دريافت مفاهيم ادراکي از همتايان ديگر کشورها جلوترند و براساس آزمون هاي مختلف و مشاهده منظم کلاسهاي دوره ابتدايي از سوي کارشناسان، خلاقيت کودکان ژاپني براي مربيان خارجي بسيار عجيب و آموزنده بوده است. به علاوه ، بسياري از پژوهشگران، آموزش و پرورش ابتدايي ژاپن را در حوزه خواندن، هنر، موسيقي و مطالعات اجتماعي نيز موفق تر مي دانند. براستي ريشه اين موفقيت ها در کجاست؟ آيا اين همه موفقيت به دليل طولاني بودن سال تحصيلي يا کارآمدي برنامه درسي ملي ژاپني هاست؟ آيا به دليل توجه خانواده ها به آموزش و پرورش کودکان يا توجه دولت به معلمان مدارس است؟ آيا با فرهنگ آموزش و روشهاي به کار رفته در آموزش و پرورش مدارس ارتباط دارد يا به روشهاي پرورش حرفه اي معلمان برمي گردد و يا...؟

 

برنامه درسي تلفيقي

اين برنامه از آوريل سال 2003 در همه مدارس ژاپن اجرا مي شود و بازنگري در برنامه هاي درسي مدارس است به نحوي که فرصت لازم براي يادگيري تلفيقي يا مطالعه تلفيقي در برنامه هاي آموزشي و درسي فراهم مي شود. اين برنامه به عنوان يک ماده درسي نيست، بلکه فرصت يادگيري است که در مدارس و براي دانش آموزان در نظر گرفته شده است و هر مدرسه با توجه به شرايط طبيعي، فرهنگي، جغرافيايي، آموزشي و اجتماعي بايد محتواي لازم براي آموزش آن را به کمک خود دانش آموزان فراهم کند. هدف اساسي اين برنامه برقراري ارتباط موثر ميان عناصر و موضوعات مختلف برنامه درسي در فعاليت هاي آموزشي مدارس است. معمولا و به طور سنتي در برنامه هاي آموزشي مدارس ديوار محکمي ميان موضوعات درسي کشيده شده است و هر ماده درسي صرف نظر از ديگر مواد به طور مستقل آموزش داده مي شود. اين روند برآمده از گسترش موضوعات درسي و مواد آموزشي در نظام آموزش عالي است که در برنامه هاي آموزشي مدارس نيز تاثير قابل توجهي داشته است.

تصميم به بازبيني برنامه هاي درسي و آموزشي مدارس و فراهم کردن فرصتهاي جديد يادگيري در قالب برنامه درسي تلفيقي براي دانش آموزان بيشتر براي اين منظور صورت گرفته است که ديوارهاي بلند و مستحکم ميان موضوعات و مواد درسي را کوتاه تر و منعطف تر کند. اين برنامه بيش از آن که بخواهد دانش معيني را به دانش آموزان القائ کند. به دنبال فراهم کردن زمينه هاي لازم براي شکوفايي قابليت هاي فردي دانش آموزان و گسترش تجربه هاي فردي و مستقل آنهاست. بعلاوه کوشش مي کند تا به آنها بياموزد چگونه فکر کنند. تصميم بگيرند، انديشه هاي خود را سازماندهي کنند، مهارت هاي يادگيري، پژوهش، جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات را به دست آورند. در ارتباط با محيط اطراف خود بياموزند و آموخته هاي خود را با جامعه و زندگي روزمره مرتبط کنند. در عين حال، به مدارس توصيه شده است تا با توجه به موقعيت خود حتي الامکان موضوعاتي نظير تفاهم و ارتباطات بين المللي ، مهارت هاي لازم زندگي در دنياي اطلاعات و ارتباطات، سواد فناوري اطلاعات، تفکر خلاق، مسائل محيط زيست، بهداشت و ايمني فردي و اجتماعي، مشارکت دانش آموزان در اداره مدرسه، يادگيري از طريق شبکه مهارت هاي روابط انساني، مشکلات فرهنگي و اجتماعي جامعه ژاپن و غيره را مورد توجه قرار دهند. روش آموزش بيشتر کاربردي، عيني و تجربي است و کمتر از روشهاي معمول سخنراني آن هم در فضاي سنتي کلاس براي آموزش اين درس استفاده مي شود. معلمان نه تنها معلمان رسمي مدرسه بلکه والدين، شهروندان، دوستان و همبازي ها، مسوولان فرهنگي، علمي، اجتماعي و صنعتي نيز هستند و مکانهاي آموزشي نه تنها مدرسه بلکه شامل پارکها، کارگاه هاي صنعتي و خدماتي، کتابخانه ها، موزه ها، رودخانه ها، کوهها، موسسات اجتماعي و آزمايشگاه هاي مختلف نيز هست. دانش آموزان به روش فعال در فرآيند ياددهي يادگيري مشارکت مي کنند و خود در تهيه و سازماندهي محتوا، ارائه درس و ارزشيابي آن بويژه در موضوعات بين رشته اي نقش اساسي دارند.

 

کاهش محتواي آمـوزشي

شوراي بررسي برنامه هاي آموزشي و درسي وزارت آموزش و پرورش ژاپن بر اين باور است که کاهش حدود 30 درصدي محتواي آموزشي و ساعات کلاسها از سال 2002 علاوه بر فراهم آوردن فرصتهاي لازم براي يادگيري تلفيقي و انتخاب دروس اختياري در دوره هاي ابتدايي و اول دبيرستان، امکان انعطاف در برنامه هاي درسي، فراهم آوردن زندگي شوق انگيز در مدرسه، فرصتها و زمينه هاي لازم براي خلاقيت، زندگي با نشاط و خرسندي از زندگي در مدرسه را براي دانش آموزان فراهم ميکند. البته از طرف مجامع علمي و موسسات تحقيقات تربيتي نگرانيهايي درباره افت تحصيلي و کاهش توانايي هاي علمي دانش آموزان به گوش ميرسد. ولي وزارت آموزش و پرورش بر اين باور است که به استناد پژوهشها و مطالعات انجام شده، کاهش محتواي آموزشي دوره ها و ساعات کلاسها و روزهايي که دانش آموزان به مدرسه ميروند اجتناب ناپذير است و اين تغييرات موجب شکست تحصيلي و کاهش تواناييهاي علمي دانش آموزان نمي شود.

 

عـوامل موفقيت

توجه به پرورش کل شخصيت کودک، تاکيد بر ارزشهاي اجتماعي، ايجاد حس تعلق به مدرسه و کلاس درس در کودکان ، بهره گيري از روش يادگيري مشارکتي ، تاکيد بر زندگي گروهي، توجه به فردانديشي، سازماندهي محيطي شوق انگيز براي کودکان در مدرسه، تاکيد بر روش تفکر، حفظ شادابي و نشاط کودکان، جامعيت برنامه درسي علمي و اصلاح و نوسازي آن، فرهنگ آموزش اثربخش و به کارگيري روشهاي آموزشي موثر از مهمترين عوامل موفقيت آموزش و پرورش ژاپن است.

 

ویژگی های آموزش ابتدایي تركيه

  مقطع آموزش ابتدایی شامل كودكان گروه سنی بین 6 تا 14 سال می شود. در مدارس دولتی رایگان این آموزش برای كودكان دختر و پسر اجباری است . مدارس ابتدایی مؤسسات آموزشی ملی هستند كه توسط دولت برای تعلیم و تربیت پسران و دختران از طریق دوره اموزش اجباری 5 ساله ایجاد شده اند . طول مدت آموزش در این مدارس 8 سال است . در طول سال تحصیلی92-1991، 6870683 كودك تحت نظر 234154 معلم در 50669 مدرسه ابتدایی آموزش دیده اند .24/95 در صد كودكان در این رده سنی در مدارس حضور یافتند. آموزش ابتدایی برای تمامی شهروندان بدون در نظر گرفتن جنسیت آن‌‌‌ها اجباری است و به‌صورت رایگان در مدارس دولتی ارائه می‌‌شود.مؤسسات آموزشی ابتدایی شامل مدارس آموزش ابتدایی، كلاس‌‌های آموزشی و جبرانی و هم‌چنین مدارس و كلاس‌‌هایی است كه برای كودكان با نیاز به آموزش خاص( كودكان استثنایی) تأسیس می‌‌شود.

 

ویژگی های آموزش ابتدايي هندوستان

آموزش ابتدايي در كشور هند از شش سالگي آغاز شده و به مدت هشت سال ادامه مي يابد. به عبارت ديگر اين دوره از آموزش كودكان رده هاي سني 6تا 14 سال را تحت پوشش قرار داده و از كلاس اول آغاز شده تا پايه هشتم ادامه مي يابد مقطع آموزش ابتدايي خودبه از سطح آموزش ابتدايي پنج ساله و آموزش پس از ابتدايي يا مياني سه ساله بر اساس قانون اساسي هند متشكل ميگردد . دولتهاي ايالتي مكلف به ارائه آموزش و پرورش رايگان و اجباري به كودكان رده هاي سني 6 تا 14 سال مي باشد. سال تحصيلي مقطع آموزش ابتدايي بر 200 روز كاري كه از اوايل تابستان آغاز شده و تا تابستان آتي ادامه مي يابد مشتمل مي گردد. از جمله برنامه هاي درسي پنج سال اوليه آموزش ابتدايي مي توان به آموزش محيطي ،رياضي،هنر،آموزش كار و فعاليتهاي بهداشتي و آموزش يك زبان با تاكيد بر زبان مادري اشاره نمود. در سه سال سي از دبستان رياضيات ،علوم و تكنولوژي، آموزش زبانهاي هندي، انگليسي و يك زبان محلي ،تربيت بدني و بهداشت، علوم اجتماعي، هنر و آموزش كار به دانش آموزان ارائه مي گردد. بر اساس آخرين گزارش آماري وزارت توسعه منابع انساني ،تعداد كل دانش آموزان وزارت توسعه منابع انساني، تعداد كل دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي 8ساله طي سال 1999 پس 000/240/151 نفر بالغ ميگردد كه بدين ترتيب نسبت افراد ثبت نام شده از تعداد كل كودكان لازم التعليم در اين دوره از 6/42 درصد طي سال 1950 به 14/92 درصد طي سال 1999 گفتني است كه تعداد مدارس اين دوره از 000/223 مدرسه سال 1950 به 000/817 مدرسه طي سال 1999 و تعداد معلمان نيز از 000/624 نفر طي سال 1950 به 000/180/3 نفر طي سال 1999 افزايش يافته است.

 

ویژگی های آموزش ابتدايي آمريكا

مقطع آموزش ابتدايي مدت زمان 8- 6 سال طي رده هاي سني14-6سال به طول مي انجامد. هدف اصلي برنامه هاي آموزش ابتدايي كسب مهارتها ، دانش و گرايشهاي مثبت و اساسي توسط دانش آموزان و تأكيد بر رشد فردي آنان با توجه به نيازها وتوانائيهاي فردي مي باشد.مقطع آموزش ابتدايي اجباري بوده و به صورت رايگان به دانش آموزان ارائه مي گردد.در مدارس ابتدايي طبق آمارسال 1995 نسبت معلمين به دانش آموزان بر 1/19 به 1 در مدارس دولتي و 7/16به 1درمدارس خصوصي بالغ ميگردد.

 

ویژگی های آموزش ابتدايي مالزي

آموزش ابتدائي عمومي دركشور مالزي به‌معناي آموزش ابتدائي رسمي است كه بر فراگيري مهارت‌هاي خواندن و نوشتن و برخورداري از زير ساختي مستحكم در رياضيات و علوم پايه تكيه دارد. طول اين دوره 6 سال بوده و كودكان رده هاي سني 11-6 سال را دربر مي‌گيرد.

گرچه آموزش در مالزي اجباري نيست ،اما رايگان بودن آموزش ابتدائي در مالزي سبب شده است كه شاهد ثبت نام و حضور گسترده كودكان رده هاي سني 6 تا 11 سال در مدارس ابتدائي دولتي باشيم. علاوه بر اين، در قالب برنامه‌هاي آموزشي مدارس ابتدايي، دست‌يابي به‌ فرصت‌هاي مساوي آموزشي براي تمامي كودكان مناطق دور افتاده و روستائي ميسر ‌‌گرديده است. در اين مقطع، دو نوع مدرسه ( دولتي و چند مليتي) به فعاليت مي‌پردازند. وسيله ارتباطي در مدارس ملي كشور،‌ زبان رسمي كشور مالزي، مي‌باشد با اين حال، ياد گيري زبان انگليسي در مدارس اجباري است. علاوه بر اين زبانهاي چيني و تايلندي نيز مورد استعمال مي‌باشد. به طور كلي مي توان گفت كه ياد گيري زبانهاي انگليسي و مالزيايي در زمرة دروس اجباري و يادگيري ساير زبانها در زمرة روي اختياري اين مدارس محسوب مي‌شود .

برگرفته از سایت:http://moallem-info.blogfa.com/post/37